نهاد از خویش بر جا
من من خویش
که جان بردم به در
از میهن خویش
نمی دانستم ای آیندگان من
که جان هیچ است
که جان هیچ است
که جان هیچ است
بی روح ازتن خویش
------------------
ندارم تاب دل بر کندن از تو
که هم جان از تو دارم هم تن از تو
تهی از خویشم ایران جان به غربت
تهی از خویشم ایرن جان به غربت
تو بیرون رفتی از من یا من از تو
-------------------
به خاطرت تو این قفس
من زنده ام همینو بس
به خاطر تو این نفس
هنوز کمی تو سینه هست
به خاطر تو این صدا
هر لحظه لرزید با غمی
همیشه من به یادتم
بگو تو هم به یادمی
واسه غمام تو مرهمی
همیشه من به یادتم
تو هم بگو به یادمی
--------------
فقط صدام کن
واسه اشکات شونه می شم
فقط صدام کن
واسه تو دیوونه می شم
فقط صدام کن
تو رو تنها نمی ذارم
اونی که می مونه می شم
--------------
طاقت بیار خورشید من
به خاطر یکی شدن
فاصله معنا نداره
من و تو یک جونیم و تن
طاقت بیار خورشید من
ترانه مون زمزمه کن
امشب به یاد تو فقط
اشک می ریزه میکروفون
------------------
فقط صدام کن
واسه اشکات شونه می شم
فقط صدام کن
واسه تو دیوونه می شم
فقط صدام کن
تو رو تنها نمی ذارم
اونی که می مونه می شم
کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی
همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی
نیستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه
میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه
آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام..
خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام..
لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه..
تو دیگه بر نمیگردی آخر قصه همینه!
میشکنم بی تو و نیستی به سراغم نمیایی که ببینی
بی تو میمیرم و نیستی.. تو کجایی تو کجایی که ببینی (2)
شب بی عاطفه برگشت.. شب بعد از رفتن تو..
شبه از نیاز من پر.. شب خالی از تن تو..
با تو گل بود و ترانه.. با تو بوسه بود و پرواز
گل و بوسه بی تو گم شد.. بی تو پزمرده شد آواز
آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام..
خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام..
لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه..
تو دیگه بر نمیگردی آخر قصه همینه!
میشکنم بی تو و نیستی به سراغم نمیایی که ببینی
بی تو میمیرم و نیستی.. تو کجایی تو کجایی که ببینی
دارم دق میکنم تحمل ندارم
دیگه خسته شدم دارم کم می آرم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام همش بیقرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پر پر می زنه
تو رفتیو هنوز خیالت با منه
بدون تو کجا برم کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده
بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم
به جون چشامت از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم
دارم دق میکنم تحمل ندارم
دیگه خسته شدم دارم کم می آرم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام همش بیقرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پر پر می زنه
تو رفتیو هنوز خیالت با منه
بدون تو کجا برم کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده
بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم
به جون چشامت از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم
اگر چه جــایِ دل دریای خــون در سینه دارم ولی در عشق تـــو دریائی از دل کـــم میــارم
اگر چه روبــــروئی مثــــل آئینــــه بـــا مــــن ولی چشمهام بَسَم نیست بـــرای سیـر دیـــدن
نه یک دل نه هــــزار دل همه دل های عالـــم همه دل ها رو میــخوام که عاشق تـــو باشم
توئی عاشق تر از عشق تـــوئی شعر مجسـم تو بــاغ قصه از تـــو سحر گل کـــرده شبنـــم
تو چشمهات خوابِ مخمل شرابِ نابِ شیــراز هـــزار میخونـــه آغاز هـــزار و یــکشب راز
میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بـــار به تعـــداد نفســـهام
برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمها رو میخوام
تــــو رو باید مثل گـــل نوازش کرد و بوئیـــد باهر چی چشم تو دنیاست فقط باید تو رو دید
تــــو رو باید مثل مـــاه رو قله ها نگاه کـــرد باهر چی لب تو دنیاست تو رو باید صدا کرد
میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بـــار به تعـــداد نفســـهام
برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمها رو میخوام
بابا چه کشکی بابا چه دوغی، میگی دوسِت دارم دروغی،
بابا چه حالی بابا چه حولی، اما بدون تو بدجور سوسولی،
لج درمیاری، کلاس میزاری، وفا نداری
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
یا با این میری، یا با اون میری، هرکی میاد شماره میگری،
اینو میکاری، اونو میکاری، سرخدا را هم کلاه میزاری،
لج درمیاری، کلاس میزاری، وفا نداری
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
....
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم، دیگه میخوام بازی در بیارم،
حالا سربه سرت میزارم دیگه نپری دختر،
....
دوسِت ندارم، دوسِت ندارم....(آهنگ...)
حالا سر به سرت میزارم....(آهنگ...)
دوسِت ندارم، دوست ندارم...(آهنگ...)
حالا سر به سرت میزارم...
دیگه نپری دختر....
اینجا بر تخته سنگ
پشت سرم نارنج زار
رو در رو دریا مرا میخواند
سر گردان نگاه میکنم
می آیم میروم
آنگاه در میابم
که همه چیزیکسان است و با این حال نیست
آسمان روشن آبی
کنون ابر و ملال انگیز
سپید پوشیده بودم با موی سیاه
اکنون سیاه جامه ام با موی سپید
می آیم میروم
می اندیشم که شاید خواب بوده ام
می اندیشم که شاید خواب دیده ام
عطر برگهای نارنج
چون بوی تلخ خوش کندور
رو در رو دریا مرا میخواند
می اندیشم که شاید خواب بوده ام
میاندیشم که شاید خواب دیده ام
اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست
آسمان روشن آبی
کنون ابر و ملال انگیز
سپید پوشیده بودم با موی سیاه
اکنون سیاه جامه ام با موی سپید
می آیم میروم
می اندیشم که شاید خواب بوده ام
می اندیشم که شاید خواب دیده ام
من تو رو از پری دریا گرفتم
تو رو از عطر خوش گلها گرفتم
در جواب اون همه دعا و خواهش
هدیه ای هستی که از خدا گرفتم
ای همه شیرینی رویا . تو رو من
از نسیم اونور ابرا گرفتم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
روز تولد تو ستاره ها دمیدن
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
روز تولد تو بخت من از راه رسید
نیمه جونی . جون گرفت . تشنه . به دریا رسید
تکرار حرفای منی مثل سرود زندگی
عشقت شده برای من . بود و نبود زندگی
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
غم ندارم . غم ندارم. غصه و ماتم ندارم
با عشق تو . تو زندگی دیگه چیزی کم ندارم
ای همه آرامش من . بانی آسایش من
به غیر از عشق پاک تو . تو سینه محرم ندارم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
من تو رو از پری دریا گرفتم
تو رو از عطر خوش گلها گرفتم
در جواب اون همه دعا و خواهش
هدیه ای هستی که از خدا گرفتم
ای همه شیرینی رویا . تو رو من
از نسیم اونور ابرا گرفتم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
میترسم این احساس تو حسی که عاشق هنوز
اخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز
میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار پر اتیشه زیر پام
تورو دارم و حالا باور ندارم از این دنیا دیگه چیزی نمیخوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم همون روزای اول مرده بودم
میترسم از تنها شدن از این نگاه رفتنی
ترسمو بیشتر میکنی وقتی نمیگی با منی
میترسم از احساس تو این حس خوب و موندنی
میترسم از روزی که تو حاشا کنی که با منی
میترسم ین احساس تو حسی که عاشق هنوز
اخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز
میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار
کل اتیشه زیر پام
تورو دارم و حالا باور ندارم از این دنیا دیگه چیزی نمیخوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم همون روزای اول مرده بودم
کشور جان مرا سلطان تویی
من سراپا دردم و درمان تویی
دل من رفت و تنها مانده ام من
چنان خاری به صحرا مانده ام من
چنان مجنون سرگردان به هرسوی
جدا از کوی لیلا مانده ام من
لیلا لیلا لیلا لیلا لیلــــــــــــا
لیلا رو بردن
لیلا لیلا لیلا لیلا لیلــــــــــــا
لیلا رو بردن
سیاه چشمون بلند بالا رو بردن
وای سیاه چشمون بلند بالا رو بردن
من آن شمعم که بی پروا بسوزم
به تنهایی در این کاشانه سوزم
چه خواهد شد چو جام پرشرابی
شبی در گوشه میخانه سوزم
لیلا لیلا لیلا لیلا لیلــــــــــــا
لیلا رو بردن
لیلا لیلا لیلا لیلا لیلــــــــــــا
لیلا رو بردن
منو گذاشتی با دلم بی یه نشونی ، در به در
من با توام ، رفتی کجا ، آهای غریبه آشنا
چه ساده از من ، تو بریدی ، بستی دلو به جاده ها
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
خسته شدم از این به بعد ، اسمتو من نمی برم
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
نازتو من نمی خرم
قول و قرارمون یکی ، حال و هوامون یکی بود
هنوز گل های خشک تو ، رو طاقچه ی اتاقمه
عطر حضور تو ولی تو لحظه های من کمه
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
خسته شدم از این به بعد ، اسمتو من نمی برم
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
نازتو من نمی خرم
تو نیستی و صدات هنوز ، مرهم زخم های منه
ترانه ی نگاه تو ، مونس شب های منه
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
اونی که میگفت دوست داره
اونی که میگفت تو رو میخواد
اونی که میگفت هر جا بری
تا آخرش باهات میام
اون منم اون منم تو رو نمیخوام
با تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
اون منم اون منم تو رو نمیخوام
با تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
رفتم پی کارم دلخوشی ندارمع
شقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
آخ دیگه دوست ندارم
رفتم رفتم رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
اونی که واسه دیدن تو یه جورایی آروم نداره
اونی که به خاطر نگات از ته دل جون میذاره
اون منم اون منم اون منم تو رو نمیخوامب
ا تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
اون منم اون منم اون منم تو رو نمیخوام
با تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
آخ دیگه دوست ندارم
اونی که میگفت دوست داره
اونی که میگفت تو رو میخواد
اونی که میگفت هر جا بری
تا آخرش باهات میام
اون منم اون منم تو رو نمیخوام
با تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
اون منم اون منم تو رو نمیخوام
با تو حتی یه قدم از اینجا دور تر نمیام
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
رفتم پی کارم دلخوشی ندارم
عشقو بیخیالش دیگه دوست ندارم
آخ دیگه دوست ندارم
تو دل من خروارها حرف مونده
صدام هر بار با آهنگی خونده
حتما از من تو گله داری
که چرا تو آهنگات صد گله ، داری
حقیقت تلخه خواهر ، تو برادر من
دقیقا حقیقت گرفت سراسر من
کاش تو پیچش مو می دیدی ، من فقط مو رو
ولی جلوتو میبینی ، من فقط دور رو
اسلام گفت : صلح از شر به دور
نگفت الله اکبر بگو و سر ببر
اسلام گفت تموم کنید جنگاتونو
نگفت بترکونین برجای پـنـتـاگـونـو
موسی کی گفت مردی که میره نماز
بری بالا سرش ، بزنی تیره خلاص ؟
از کوچک و پیر ، بچه محتاج ِ به پوشک و شیر
چرا خالی کردی رو سرشون موشک و تیر ؟
صدای تیر ، تانک ، موشک و ، پدافند
خبر میده از جنگ نابرابر
از سر تا تـه دنیا ، سراسر
می بینیم این همه خواهر و ، برادر
همه زیر هجوم دشمن
تیکه پاره شدن ، ای خدا اونا بی پشتن
خدا اونا گشنه ن
دشمنا در حال رشدن
خـدا بیا پایین اینا همه رو کشتـــــن
خدا ، بنده ی گناه کاریم
ولی بگو ، جز تو کـیـو داریم ؟!
بیشتر از اینا به تو بدهکاریم
ولی به لطفت هنوز امیدواریم
پروردگار من و بنده ها ، جای تو در قلب ما
شرمندایم از کرده ها
مرحم بذار بر درد ما
آدمای معتقد به نبودن تو
شکستند پر و بال کبوتر صلح
تیر بارونای دمادم صبح
جیگرمو میسوزونه در آهن ذوب
میبینی چطوری رئیس یک مملکت مملکت
باعث شد شیطان بهش حمله کرد حمله کرد
خودش رفت ، دنبال سوراخ موش گشت
قتل عام ، یک ملت سیاه پوش گشت
یادته همون پدری رو که کنج دیوار
با پسرش ، مثل غنچه ای ناز
اشک می ریخت ، اخ آره ، بیچاره
میدید از هر طرفش ، تیر داره ، می باره
پدر یک لحظه گرفت از ترس این تصمیمو
گفت شلیک بسه ، ما تسلیم ، هستیم
بفهمید ، این بچه ی منه
بشنوید ، تو رو خدا ضجه ی منو
فرشته کوچیک گریون بود ، ترسیده بود
از ترس ، به پدرش چسبیده بود
ولی دیگه صدای ناله شو نشنیدم
غرق در خون تو بغله پدر دیدم
خدا ، بنده ی گناه کاریم
ولی بگو ، جز تو کـیـو داریم ؟!
بیشتر از اینا به تو بدهکاریم
ولی به لطفت هنوز امیدواریم
پروردگار من و بنده ها ، جای تو در قلب ما
شرمندایم از کرده ها
...
ولی گوش کن خـــــدا
تـو گـوش کــــن
خدا به تو نگم به کی بگم من حرف دلو ؟
اینا می خوان که با زور ببرن حرفو جلو
کارشون اینه ، پاره کردن ، عمر یکی
مافوقشم میگه بیا جلو و ، نمـــره بگیر
تشویق ، واسه تشدید کشتار جـــمع
ولی بشنو اینو ، به عنوان هشدار مـــن
آخر همه این جنگ ها زمانیـه کـــــــه
بالاخره میرسه جنــگ جهانی ســــــه
دودش تو چش کی میره ؟
تو چش ِ مـــا
وقت میبره تا ، منو تو بشه مـــا
اگه باز طمع کنن میان سر وقت ما
سیاهی میمونه دیگه از بخت ما
هزاریم که دم بزنیم از قدرت و ارتش
نمیتونیم بگیریم جلوی سرعت ترکش
جنگ جنگه ، اینه یه چیز مشخص
باز شهید مثل هشت سال دفاع مقدس
بمیرم واسه چشمای نم دیده ت
میدونم هستی در آرزوی امنیت
تا روزی که جنازه م بره قبرستان
کارم دعاست ، خدا قدرتی به من بسپار
همه دنیا رو پر کنم از بوی یــــاس
همه دشمنا شرمنده بشن از روی یـــاس
این آهنگ به من حس نو میده نـــاس
واسه همین بود که خوندم رو Beat نـــاب
سفر کردم که از عشقت جدا شم
دلم می خواست دگر عاشق نباشم
ولی عشقت تو قلبم مونده، ای وای
دل دیوونمو سوزونده ای دل
هموزم عاشقم، دنیای دردم
مثل پروانه ها دورت می گردم
سفر کردم که از یادم بری، دیدم نمیشه
آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو موندن، یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق، سفر عاشق ترم کرد
هموز پیش مرگتم من، بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری
دلم از ابر و بارون به جز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه فقط چشمم تو رو دید
نشو با من غریبه مثل نا مهربونها
بلا گردون چشمهات زمین و آسمونها
می خواهم برگردم اما می ترسم، می ترسم، بگی حرفی ندارم
بگی عشقی نمونده، می ترسم بری تنهام بزاری
تو رو دیدم تو بارون، دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبزه، تو صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت، تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت، تو شعر عاشقونه
یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم
با خاک در آمیزم
و گرنه من همان خاکم که هستم
یک روز سر زلف بلُندَت چینم، بهر دل مسکینم، اینم جگرم، اینم، اینم
یک روزکه باشم مست، لایعقل و تُرد و سسست،
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم
کشتی شوم جاری، از خاک بر آرم تو، بر آب نشانم تو، دور از همه بیزاری...
دریای خزر گردم (هِی)، خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم...
ای وای، ای وای، ای وای...
حبل المتین گیس*ت، جمعا به تو آویزیم
لاتفرقوا واعتصمو، لاتفرقوا واعتصمو، لاتفرقوا واعتصمو...
واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو، جمیعا و لا تفرقو
واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو، جمیعا و لا تفرقو
واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو...
واعتصمو بحبل الله
واعتصمو بحبل الله
واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو...
یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم...
یک روز دو چشمم خیس
یک روز دلم چون گیس
آشفته و ریساریس
بردار دگر بردار
بردار به دارم زن
از روی پل فردیس...
دریای خزر گردم، خواهی تو اگر جونم
صد سینه سپر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم...
ای وای، ای وای، ای وای...
ای درد تواَم درمان، در بستر ناکامی
و ای یاد تواَم مونس، در گوشه*ی تنهایی
و ای خاطره*ات پونز، نوک تیز ته کفش*م
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میش*م من، جمعا به تو آویزیم
آب است و سریش*م من، جمعا به تو آویزیم
اُگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی
چون زلف تو نا آرامم، رسوا و پریشم من...
سِشُوار، سِشُوار، سِشُوار...
دریای خزر گردم (هِی)، خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم...
ای وای، ای وای، ای وای...
دیگه بی بودن تو عمق شبام رنگی نداره
دیگه بی بودن تو دل توی سینه بیقراره
دیگه بی چشمای تو چشمای من جایی نداره
بودن نفس تو سینه واسه من معنی نداره
تو که رفتی دلمو تنها گذاشتی
تو که رفتی منو تو رویا گذاشتی
چی میشد دستای سردمو میگرفتی
چی میشد باز منو تنها نمیزاشتی
حالا بی قصه ی تو روز و شب هیچ رنگی نداره
بودن نفس تو سینه واسه من معنی نداره
حالا بی بودن تو حتی شقایق شده مشکی
تو دلم شبا حتی کمی خوشحالی نداره
تو که رفتی دلمو تنها گذاشتی
تو که رفتی منو تو رویا گذاشتی
چی میشد دستای سردمو میگرفتی
چی میشد باز منو تنها نمیزاشتی...
تو که رفتی دلمو تنها گذاشتی
تو که رفتی منو تو رویا گذاشتی
چی میشد دستای سردمو میگرفتی
چی میشد باز منو تنها نمیزاشتی...
پیدا کن مرا شاید آشنا باشم با تو
پیدا کن مرا
آشنا کن مرا با قلب مهربونت
بیدار کن مرا
پیدا کن مرا شاید آشنا باشم با تو
پیدا کن مرا
بیدار کن مرا تو این شب رویایی
بیدار کن مرا
تو این شب رویایی
هلاک با تو بودن
بیا با من یکی شو
اولین و آخرینم
میخوام از تو بخونم
میخوام با تو بمونم
بیا قلبمو احساس کن
عشق من و تو توی قلبم میمونه
لمس دست تو توی قلبم میمونه
تو هستی با من تو رویای شبونه
فکر تو هستم با این دستای سردم
زندگی با تو بهتره میخوام عاشقت بمونم
نگو حرف رفتنو بی تو من نمیتونم
عشق من و تو توی قلبم میمونه
توی قلبم میمونه
عطر دست تو توی یادم میمونه
توی یادم میمونه
روزهای با تو هرگز یادم نمیره
هرگز یادم نمیره
وقتی تو هستی قلبم آروم میگیره
قلبم آروم میگیره
زندگی با تو بهتره میخوام عاشقت بمونم
نگو حرف رفتنو بی تو من نمیتونم
عشق تو توی وجودم
عشق تو گرمی شبهام
مثه یک راز نگفته
شعله میکشه رو لبهام
عشق تو خون تورگ هام
حس این چشمای گریون
تن تو گرمیه آفتاب
توی چله ی تابستون
لمس تو زیباییه
یک شب رویاییه
حس به تو رسیدن
مبحوس تنهاییه
دلگیرم از نفسهات
بخند و آرومم کن
منو به جرم قلبم
به رویا محکومم کن
عشق تو توی وجودم
عشق تو گرمی شبهام
مثه یک راز نگفته
شعله میکشه رو لبهام
عشق تو خون تورگ هام
حس این چشمای گریون
تن تو گرمیه آفتاب
توی چله ی تابستون
نقش تو زیباییه
یک شب آفتابیه
تورو نفس کشیدن
انکار بی تابیه
مثل خورشید در برم
تنم رو شعله ور کن
رویایه هر شبم را
با یک بوسه معتبر کن
عشق تو توی وجودم
عشق تو گرمی شبهام
مثه یک راز نگفته
شعله میکشه رو لبهام
عشق تو خون تورگ هام
حس این چشمای گریون
تن تو گرمیه آفتاب
توی چله ی تابستون
تن تو ادامه ی جاده ی خورشیده
چشم تو نور رو تن لحظه ها پاشیده
تو تا با منی نگاهم خیس یک رویاست
با توموندنی شدن چقده زیباست
عشق تو توی وجودم
عشق تو گرمی شبهام
مثه یک راز نگفته
شعله میکشه رو لبهام
عشق تو خون تورگ هام
حس این چشمای گریون
تن تو گرمیه آفتاب
توی چله ی تابستون
بوی جوی مولیان
همخوانی استاد بنان و مرضیه
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ امو و درشتی راه او
زیر پا یم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو میهمان آید همی
میر ماهست و بخارا اسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود اید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی
شعر از رودکی
بیا تاریکی بره صبح برسه
رو گذشته خط باطل بکشیم
بریم تا چشمه های آب حیات
تا میتونیم خودمونو کر بدیم
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
تا میتونیم خودمونو پر بدیم
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
بیا تا رو بال ابرا بشینیم
گلی از شاخه خورشید بچینیم
هر چه رفت و هر چه بود و هر چه هست
همه را امید فردا ببینیم
بیا تا به روی غم خنده کنیم
هستی را امید آینده کنیم
قصه دو روز این زندگی رو
برای همیشه پاینده کنیم
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
بیا تاریکی بره صبح برسه
رو گذشته خط باطل بکشیم
بریم تا چشمه های آب حیات
تا میتونیم خودمونو کر بدیم
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
بیا تا رو بال ابرا بشینیم
گلی از شاخه خورشید بچینیم
هر چه رفت و هر چه بود و هر چه هست
همه را امید فردا ببینیم
بیا تا به روی غم خنده کنیم
هستی را امید آینده کنیم
قصه دو روز این زندگی رو
برای همیشه پاینده کنیم
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
آتیشارو فوت کنیم تو چشم شیطون
تا قیامت بمونیم یه گل یه گلدون
حواسم بهت هست که دلواپسی
می دونم شبام صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
منو موج ها هر روز سیلی زدن
شکستم ولی صخره بار اومدم
کنارم نبودی ببینی چطور
با این بی کسی ها کنار اومدم
نمی گم که منت بذارم سرت
نمی گم که من از همه بهترم
فقط کاش بدونی کی از دست رفت
فقط کاش بفهمی چی اومد سرم
حواسم بهت هست که دلواپسی
می دونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
تو یک روز پریدی تو مه گم شدی
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین تر از سابقم
تو یک روز میای من دلم روشنه
تو یک روز پریدی تو مه گم شدی
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین تز از سابقم
تو یک روز میای من دلم روشنه
حواسم بهت هست که دلواپسی
می دونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
پشت ابر تیره پنهون شد و رفت ماه بی معجزه ماه بی فروغ
از شبای پر ستاره قصه موند قصه هایی نه حقیقت نه دروغ
یکی نیست پرنده های خسته رو از تو آشیونه ها رها کنه
تار و پود قصه های کهنه رو نخ تسبیح ستاره ها کنه
بیا و پیرهن ابرو بپوشون به درختایی که عریون افتادن
پای صحبت شکوفه ها بشین دست سرمای زمستون افتادن
به پرنده ها بگو پر بکشن دنیا برزخ گناه و کیفره
اینجا تا خدا یه دنیا فاصله ست بگو این فاصله یادشون نره
یکی نیست پرنده های خسته رو از تو آشیونه ها رها کنه
تار و پود قصه های کهنه رو نخ تسبیح ستاره ها کنه
بیا و پیرهن ابرو بپوشون به درختایی که عریون افتادن
پای صحبت شکوفه ها بشین دست سرمای زمستون افتادن
هوای امشبم با فکرت خرابه
بدون تو خورشید محاله بتابه
تو فانوس شبهای بیداریم باش
نجاتم بده
واسه گزیه کردن به پای تو دیره
یه جوری شکستم که گریت بگیره
همین امشب از حال من باخبر باش
نجاتم بده
صداش از جنس بارونای هر روزه
دلش وقتی که دلتنگ نمی سوزه
چرا این بی طاقتی هامو نمیبینه
کسی که رو چشمام چشماشو میدوزه
بیا دنیامو عاشق کن به رویایی که شیرینه
می دونی روزگار من تو باشی بهتر از اینه
خلاصم کن از این حبسی که رنگ آب و آتیشه
داره مثل تو تنهایی یه جوری عادتم میشه
هوای امشبم با فکرت خرابه
بدون تو خورشید محاله بتابه
تو فانوس شبهای بیداریم باش
نجاتم بده
واسه گریه کردن به پای تو دیره
یه جوری شکستم که گریه ت بگیره
همین امشب از حال من باخبر باش
نجاتم بده
متن از p30stan.parsiblog.com
حلالم کن دارم میرم
حلالم کن دارم میرم
چه قدر این لحظه دلگیره
گناهی گردنم نیست
همش تقصیر تقدیره
پر از بغزم پر از گریه
پر از تلخی و شیرینی
حلالم کن دارم میرم
منو هر گز نمیبینی
حلالم کن اگه دستام به دستای تو عادت کرد
ببین دنیای عاشق کش به ما خیانت کرد
کلاف آرزوها چرا هیچکی نمی بافه
برای ما دو تا عاشق جدایی دور از انصافه
تو رویای منی اما
من از کابوس لبریزم
چه مظلومانه می باری
چه مظلومانه می ریز
نگام کن لحظه ی زنده نفس
چه تلخه هم و خوشی
چه وحشتناک دلکندن
چه سخته فراموشی
نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو
چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو
پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام
خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام
توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی
واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی
میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها
کاش میشد با یه اشاره ی تو ازاد میشدم
با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن
پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم
ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر
این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش
نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو
چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو
پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام
خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام
توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی
واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی
انتظار جمعه ای رو می کشیم
که معطر از نسیم و نرگسه
به فرشته ها بگو دعا کنن
نکنه صدای ما نمی رسه
به فرشته ها بگو دعا کنن
یخ آغوش زمین آب بشه
ابرا از رو صورت ماه برن
آسمون زائر مهتاب بشه
قطره قطره عاشقیم و بی قرار
کی می تونه جای اسمت توی شعر من بشینه
توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چینه
طرح ساده نگاهت ،دفتر خاطره هات
مثل سایه روی خاک افتاده
بی تو از گریه پرم،لحظه ها رو می شمرم
آسمون بی تو پر فریاده
آسمون بغضت و بشکن اون دیگه بر نمی گرده
نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرده
آسمون بغضت و بشکن اون دیگه بر نمی گرده
نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرده
قاب عکست رو به رومه دارم از نفس می افتم
باورم نمی شه اما من برات مرثیه گفتم
آسمون بغضت و بشکن اون دیگه بر نمی گرده
نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرده
آسمون بغضت و بشکن اون دیگه بر نمی گرده
نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرده
علی لهراسبی:البوم مثلث:قلب سنگی
میون شهر قصه مون،صدای آشنایی نیست
تو جاده های عاطفه،نشون رد پایی نیست
ستاره ترانه رو کسی دیگه تو شب ندید
یکی رو دفترچه عشق،با رنگ تیره خط کشید
قلبای آدمای شهر،خونه های سنگی شدن
تمام کوچه هامونم مسیر دلتنگی شدن
قلبای آدمای شهر خونه های سنگی شدن
تمام کوچه هامونم مسیر دلتنگی شدن
ترنم پرنده ها تو بغز باد شب شکست
لشکر لحظه های شاد نیمده عقب نشست
تو این هیاهوی مهیب کسی به فکر دل نبود کسی به یاد غربت این همه سوت دل نبود
علی لهراسبی:البوم مثلث:لب سکوت
واسه تو ترانه میگم بشکن این لب سکوتو
بگیر از این همه شوقم اون نگاه برهوتو
از سرآغاز تپیدن حسرتت رو شونهام
قهر تو که میده زجرم شکل بغضی تو صدام
پر التماسمو تو ضربه های بی ترحم
از تو روم ترک نشسته توی ایینه ها شدم گم
کی تو عاشقانه میشی خیس گریه بی قرارم
پای تو با همه زجرم تا همیشه موندگارم
تا همیشه موندگارم
واسه تو ترانه میگم بشکن این لب سکوتو
بگیر از این همه شوقم اون نگاه برهوتو
از سرآغاز تپیدن حسرتت رو شونهام
قهر تو که میده زجرم شکل بغضی تو صدام
پر التماسمو تو ضربه های بی ترحم
از تو روم ترک نشسته توی ایینه ها شدم گم
کی تو عاشقانه میشی خیس گریه بی قرارم
پای تو با همه زجرم تا همیشه موندگارم
تا همیشه موندگارم
علی لهراسبی:البوم مثلث:آئینه
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمیذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمیذاره
آینه جایی برای من نداشت
غیر تکرار صدای بی کسی
آینه می خواست که باور بکنم
لحظه هام پر شده از دلواپسی
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمیذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمیذاره
یه صدای آشنا تو گوش من
میگه آینه را بشکن برو
میگه تا کی میخوای عاشق بمونی
به کسی که بسته پرهای تو رو
راه بیافت غربت و پشت سر بگذار
کوله بار خستگی را برندار
را بیافت که جاده ها منتظرند
رو به شهر روشنی رو به بهار
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمیذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمیذاره
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمیذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمیذاره
انگاری بوی تو بود زل زده بود به گریه هام
جمعه نبودنت خندیده بود به هفته هام
نکنه زردی برگ ها همشون یه نقشه بود
بشینه تو باغ من ، من از تبار رفته هام
بیا این خط و نشون ، این چشم و اینم کمون
اگه دوستم نداری ، قدر عشقمو بدون
تا ته سوی چشمام ، چشم می گذارم رونه شوی
حیف پا بند دل و حرف های عاشقانه شوی
توی تاریکی برو ، ستاره ها منتظرند
شاید امشب بتونی یه غزل شبانه شوی
بیا این خط و نشون ، این چشم و اینم کمون
اگه دوستم نداری ، قدر عشقمو بدون
چند تا چشمه خشک بشه
چند تا پری جادو کنه
پلک من برف های چند زمستون را پارو کنه
چند نفر تو شعر من خسته بیان ، خسته برن
تا غروب خاطره عشق تو را جارو کنه
بیا این خط و نشون ، این چشم و اینم کمون
اگه دوستم نداری ، قدر عشقم را بدون
بگو ای یار بگو ای وفادار بگو
از سر بلند عشق بر سر دار بگو
بگو ای یار بگو ای وفادار بگو
از سر بلند عشق بر سر دار بگو
بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو
ازشب شبزده ها که نمی مونه بگو
بگو از محبوبه ها ، نسترنهای بنفش
سفره های بی ریا ، روی سبزه زار فرش
آرش:
بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده
رو زمین جا ندارم ، آسمون سنگ شده
***
ابی:
بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو
از شب شبزده ها که نمی مونه بگو
بگو از محبوبه ها ، نسترنهای بنفش
سفره های بی ریا ، روی سبزه زار فرش
آرش:
بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده
رو زمین جا ندارم ، آسمون سنگ شده
بگو از شب کوچه ها ، پرسه های بی هدف
کوچه باغ انتظار بوی بارون و علف
بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید
از بهار قصه ها که سر شاخه تکید
ابی :
بگو ای یار بگو ای وفادار بگو
از سر بلند عشق بر سر دار بگو
بگو ای یار بگو ای وفادار بگو
از سر بلند عشق بر سر دار بگ
آدما با همو تنهان هر کدوم یه جور معمان
بعضی واژه ها یه رازن بعضی واژه ها بی معنا
آدما نقشهای رنگی گاهی شادن گاهی غمگین
آخه زندگی بنا نیست که سراسر باشه شیرین
زیر آسمون این شهر چرا دشمنی چرا قهر
وقتی که میشه تهی کرد جام زندکی رو از زهر
آدما با همو تنهان هر کدوم یه جور معمان
بعضی واژه ها یه رازن بعضی واژه ها بی معنا
آدما نقشهای رنگی گاهی شادن گاهی غمگین
آخه زندگی بنا نیست که سراسر باشه شیرین
زیر آسمون این شهر چرا دشمنی چرا قهر
وقتی که میشه تهی کرد جام زندکی رو از زهر
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم
پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم
چون قسمت ما روز ازل جام بلا بود
پیداست که تا شام ابد واله و مستیم
هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
هر جا که رسیدیم سر کوی تو دیدیم
روی همه خوبان جهان بهر تماشا
دیدید ولی آینه ی روی تو دیدم
هر قبله که بگزید دل از بهر عبادت
آن قبله ی دل را خم ابروی تو دیدیم
در دیده ی شهلای بتان همه عالم
کردیم نظر نرگس جادوی تو دیدم
درگیر رویای توام
منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت
تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من
انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من
چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم
تا با چشام خواهش کنم
درا رو بستم روت تا
احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی
انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری
اصرار من بی فایدست
هر کاری میکنه دلم
تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تو رو
از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بذار
یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه
به کم قانعم نکن
متن آهنگ به نام من داریوش
ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی
بت منی شکستمت وقتی خدای من شدی
ببین به یک نگاه تو تمام من خراب شد
چه کردی با سراب من که قطره قطره آب شد
به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم
به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم
منو به دست من بکش به نام من گناه کن
اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن
نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست
که از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست
هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی
هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی
به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم
به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم
دیدمت مثل همون وقتا بودی که گمت کرده بودم تو کودکی
مثل اون ستاره هایی که یه شب ورشون داشته بودیم یواشکی
دیدمت مثل همون وقتا بودی که دل رو داده بودی به آسمون
مثل پر دادن اون بادبادکی که پرش داده بودیم بچگمون
تو میای ٬ تو میای صدات میاد تو پنج دری با ستاره های خوب کودکی
با همون ٬ با همون ستاره هایی که یه شب ورشون داشته بودیم یواشکی
دیدمت مثل همون وقتا بودی که گمت کرده بودم تو کودکی
مثل اون ستاره هایی که یه شب ورشون داشته بودیم یواشکی
دیدمت مثل همون وقتا بودی که دل رو داده بودی به آسمون
مثل پر دادن اون بادبادکی که پرش داده بودیم بچگمون
تو میای ٬ تو میای صدات میاد تو پنج دری با ستاره های خوب کودکی
با همون ٬ با همون ستاره هایی که یه شب ورشون داشته بودیم یواشکی
بیا به خونه ی دلم ، که آشناترین تویی
میون این همه صدا ، صدای دلنشین تویی
اگه بیای به دیدنم ، سر به ستاره می زنم
هر چی ترانه ست می خونم ، هرچی سکوته می شکنم
تو این هوای بی کسی ، با این همه دلواپسی
می میرم و جون می کنم ، اگه به دادم نرسی
* * * * *
باید بدونی این دلم ، اسیر تو دستهای غم
برای زنده موندنم ، باید بیای به دیدنم
اگه بیای به دیدنم ، میرم تو شهر قصّه ها
واسه تو قصری می سازم ، تو سرزمین رویاها
اگه بیای به دیدنم ، میرم تو شهر قصّه ها
واسه تو قصری می سازم ، تو سرزمین رویاها
تو این هوای بی کسی ، با ابن همه دلواپسی
می میرم و جون می کنم ، اگه به دادم نرسی
* * * * * * * * * *
بیا به خونه ی دلم ، که آشناترین تویی
میون این همه صدا ، صدای دلنشین تویی
اگه بیای به دیدنم ، سر به ستاره می زنم
هر چی ترانه ست می خونم ، هرچی سکوته می شکنم
تو این هوای بی کسی ، با این همه دلواپسی
می میرم و جون می کنم ، اگه به دادم نرسی
* * * * *
باید بدونی این دلم ، اسیر تو دستهای غم
برای زنده موندنم ، باید بیای به دیدنم
اگه بیای به دیدنم ، میرم تو شهر قصّه ها
واسه تو قصری می سازم ، تو سرزمین رویاها
اگه بیای به دیدنم ، میرم تو شهر قصّه ها
واسه تو قصری می سازم ، تو سرزمین رویاها
تو این هوای بی کسی ، با ابن همه دلواپسی
می میرم و جون می کنم ، اگه به دادم نرسی
هرروز این وقت که خورشید
توی بسترش میمیره
وقتیکه غروب دلگیر
بیغرورو سربزیره
وقتیکه تمام این شهر سرتا پا شادی و شورن
وقتیکه باخنده هاشون از غم غروب بدورن
دختر دلخسته شهر لب پنجره میشینه
همدم تنهایی خود مرگ خورشیدو میبینه
من دلم میگیره دختر وقتی تو تنها میشینی
با چشمای ماتو خستت مرگ خورشیدو میبینی
بسه دختر انتظارت تب سرد بیقرارت
توی سینه جای کینه میتونه شادی بشینه
عشق نفرین قلبت تو رو از خودت میگیره
بسه دختر انتظارت ممکنه دلت بگیره
دختر دلخسته شهر لب پنجره میشینه
همدم تنهایی خود مرگ خورشیدو میبینه
من دلم میگیره دختر وقتی تو تنها میشینی
با چشمای ماتو خستت مرگ خورشیدو میبینی
بسه دختر انتظارت تب سرد بیقرارت
توی سینه جای کینه میتونه شادی بشینه
عشق نفرین قلبت تو رو از خودت میگیره
بسه دختر انتظارت ممکنه دلت بگیره
بسه دختر انتظارت تب سرد بیقرارت
توی سینه جای کینه میتونه شادی بشینه
بسه دختر انتظارت تب سرد بیقرارت
توی سینه جای کینه میتونه شادی بشینه
در این مجموعه آهنگ زنگ برای موبایل هم تعدادی آهنگ موبایل با کیفیتی خوب و حجمی کم قرار داداه شده است.
مجموعه های زیباتر و کاملتر را میتوانید از قسمت موضوعات و از بخش آهنگ موبایل دریافت نمایید.

حجم کل : 1.98 مگابایت
نوع فایل : آهنگ موبایل
پسوند : .MP3
تعداد : 15
دانلود مجموعه زنگ موبایل با حجم 4.74 مگابایت - دانلود
برای دانلود فایل روی
کلیک کنید.
رمز فایل دانلود شده : www.takmob.net
O zor günler solan güller eskidendi. Geçti
ان روزهای سخت گلهای پژمرده گذشته -گذشت!
O zaman aşık olduğum rüzgarlar esti esti. Geçti!
ان زمان عاشقیم مثل باد وزید وزید -گذشت
Geriye sadece yarım yarım sevgiler,
تنها عشق های نیمه و پاره مونده اند
Yüzüme inceden uzun uzun çizgiler..
خط هایی ظرفی که روی صورتم هست
Öznesi kalan süresi kalan cümleler
هنوز مسئله ها -خلاصه همه حرف ها مونده اند
Yalan dolan cümleler kaldı
تنها تعدادی جملات دروغ مونده
Aşk seni bulabilir de, uzakta durabilir de
عشق تو رو میتونه پیدا کنه و یا
در دوردستها میتونه بمونه
Samimi oluyor derken mesafe koyabilir de
در حالی که به تو صمیمی تر میشه
میتونه دور از تو باشه
Bu böyle vurabilir de, ilgisiz durabilir de
عشق میتونه تو رو مفتون ودلباخته کنه
یا بی تفاوت بمونه
onu sana katıyor derken tuzaklar kurabilir de
یا در حالی که در تو روانه میشه
میتونه دام هایی را در مسیر قرار بده
Bu böyle
عشق اینجوریه (این چنین)
Song: Bu böyle
این چنین
Singer: Sertap Erener
شاعر : سرتاپ ارنر